تبليغاتX
اشعار عباس رضانيا ( كامي )

پسرم

 

پسرم اُميد فردايم ۰
 

پسرم ستاره شبهايم

 

پسرم غنچه گلهايم

 

پسرم دنياي زيبايم ۰

 

پسرم دانيل تنهايم ۰

 

پسرم هميشه ترا مي‏ستايم ۰

 

۱۵ ژوين ۲۰۰۱  عباس رضانيا (كامي )

 

  بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 7:59 |
زندانيان بي گناه

 

به تو كه فرياد دردت در زندان تنهايي پيچيد
 
۰

و كسي شكستنت را نديد ۰

 

هيچكس فرياد بي‏گناهيت را نشنيد

۰

هيچكس جز تو ، اينهمه درد و رنج را بدل

 

نخريد ۰

 

چه كسي تلخي زندان ترا چشيد ۰

 

بعد از آن كسي چهره دوست داشتني‏ات را

 

نديد ۰

 

عروسي كه تا ابد برايت جامه عزا پوشيد

۰

مادر داغداري كه روز و شب برايت گريست

۰

۹ ژانويه ۲۰۰۴  عباس رضانيا   بروكسل۰

۰۰ بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 7:50 |
سرگذشت پرنده‏ام

 

پرنده‏ام از آشيانه پر زد و رفت ۰ 
 
 
    با رفتن پرنده‏ام همه چيز خرد و شكست
 
 

 غم نبودنش در خانه دلم نشست ۰ 

 

     كلبه عشق در نبودن پرنده ماتمكده

 

گشت

 

پرنده معصوم در مزرعه‏هاي دور آشيانه بست

 

 ۰      حسرت ديدار دوباره‏اش در دلم

 

نشست

 

ديدگانم به يادش به اشك نشست ۰ 

 

    نقش خيال او در دلم جاودانه گشت

 

 چه سالها و فصلها از رفتن پرنده‏ام گذشت

 

 ۰     قصّه سرگذشت ما به افسانه‏ها

 

پيوست

 

 گلهاي غمگين در نبودنش پژمرده گشت

 

 ۰     افسوس كه پرنده‏ام هيچگاه باز

 

نگشت ۰

 

تقديم به بانوي عزيزي كه چند سال قبل از

كشور دانمارك برايم نوشتند كه همسرم

مرا براي هميشه ترك كرد و رفت ۰

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 7:18 |
هموطن دل نگران فرداي توام ۰

 

تو كه هستي‏ات در لحظه‏اي بر باد رفت ۰

 

تو كه عزيزت اينچنين به زير خاك رفت ۰

 

هموطن امروز اگر از تو دورم ۰

 

قلبم از هر زمان به تو نزديكتر است ۰

 

هموطن غم تو درد منست ۰

 

هموطن دلم را به زير پايت مي‏گذارم

۰

هموطن اشكهايت را از ديده مي‏زدايم

 

۰هموطن كلبه‏ات را دوباره مي‏سازم ۰

 

هموطن پوست تنم را به جاي فرش زير

 

پايت مي‏گذارم ۰

 

هموطن قشنگترين گلها را در باغچه دلت

 

مي‏كارم ۰

 

حتي اگر لحظه‏اي لبخند را به لبانت باز

 

گردانم ۰

 

هموطن در خلوتم برايت بهترين سروده‏ها

 

را مي‏سرايم ۰

 

هموطن دستت را به تسليت مي‏فشارم ۰

 

۲۵ ژوئن ۲۰۰۲  عباس رضا‏نيا ( كامي )  بروكسل۰ بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 7:8 |
در بستر نرم خيالم

تو آمدي دوباره به سراغم

يادم آمد آنشب

در كنار جويبار

هر دو سرمست از خوشي

عاري از غمها

در ميهماني مهتاب

به تماشا ايستاده بوديم

هر دو با هم ، در كنار هم

مرغ شب آواز عشق مي‏خواند

چشمانت با دلم رازها مي‏گفت

نور سيمايت بر آب مي‏تابيد

و سپس

تو همچون فرشته‏اي

در آسمان دلم بال گشودي

وقتي كنارم بودي دنيا مال من بود ۰

تو رفتي براي هميشه

و ظلمت و تاريكي همه جا را فرا گرفت ۰

دوباره دلم تنها شد

هنوز بعد از گذشت سالها

وقتي تاريكي شب همه جا را در بر مي‏گيرد ۰

گويي دوباره جويبار مرا به سوي خود مي‏خواند ۰

ترا آنجا جستجو مي‏كنم ۰

ترا در سكوت وهم انگيز شبهاي تنهايي مي‏جويم ۰

ايكاش هرگز نبودم ۰

افسوس كه نپائيدي اي عشق ۰۰۰۰۰

۲۰ ژوئن ۲۰۰۲   عباس رضانيا

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 7:2 |
آخر قصّه‏ام آخرين شعرم بود ۰

شعري براي رهايي از درد‏ها و غصّه‏ها ۰

و تو اي واپسين لحظه‏ها ، كه مرگ را برايم به ارمغان

مي‏آری

۰و تو اي جدايي كه مرا با خود به گور سرد مي‏كشاني ۰

و تو اي عشق افسوس كه ديگر با من نمي‏ماني ۰

و تو اي تنهايي تا اَبد در اينجا مي‏ماني ۰

و تو اي نازنين كه امروز شعرم را مي‏خواني ۰

آيا هنوز هم مرا به ياد مي‏آري ؟

۵ ژوئيه ۲۰۰۴  عباس رضانيا ( كامي )  بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 0:49 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 0:0 |
تو ايستاده‏اي تنها ، بر قله دلها

و همه خوبي را از تو مي‏آموزند اي بزرگ

من در كنارت غمهاي دنيا را به هيچ مي‏گيرم ۰

تو قلبت به وسعت دنياست

و وسعت نگاهت تمام دريا‏هاست ۰

هر‏گاه نا‏اُميدي وجودم را در بر مي‏گيرد

اُميد ديدار توست كه به من جان تازه مي‏بخشد ۰

دوست‏هايت را دوست دارم چون ترا دوست دارم

اي پرنده بلند پرواز ، اي شاهين

اي همزبان جاوداني اي همدم

اي روشنايي صبح ، اي جلوه شادي

اي شاهين

۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱  مينياپوليس ۰ آمريكا

تقديم به پسر عموي عزيزم كه دوران خوشي را با او در ايران و اروپا و آمريكا گذراندم ۰

 

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 11:45 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 21:24 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 12:53 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 8:38 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 15:17 |

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 11:56 |

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 15:35 |



من و تو ما

پيوند قلبها

همه دوست داشتنها

يک دنيا عشق و صفا

من و تو ما

رازها و رمزها

ان جدايی ها

انهمه دلتنگی ها

من و تو ما

انتظارها.  بی قراری ها

در ارزوی به هم رسيدنها

مشتاق نوازش دستها

من و تو ما

اين مای گذشته های با صفا

اين مای از هم جدا

اين مای هميشه تنها

عباس رضانيا....بلژيک

۲۵اوريل ۲۰۰۳
 
Comment  ۱۳۸ kami    

 

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:54 |
من هميشه ترا مي‏ستودم ۰

من هميشه بهار را در چشمان تو مي‏ديدم ۰

من هميشه از دوريت رنج مي‏بردم ۰

من هميشه در كنارت دنيا را زيبا مي‏ديدم ۰

من هميشه محو تماشاي نگاهت بودم ۰

من هميشه مشتاق شنيدن صدايت بودم ۰

من هميشه ، همه جا فقط ترا مي‏ديدم ۰

من هميشه در التهاب ديدارت مي‏سوختم ۰

من هميشه برايت بهترين ترانه‏ها را مي‏سرودم ۰

افسو‏س كه تو هميشه با همه اينها بيگانه بودي ۰

۱۹ ژوئن ۲۰۰۱  بروكسل ۰ بلژيك   عباس رضانيا ( كامي )

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:40 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 23:18 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 16:53 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 0:14 |
+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 0:10 |

من ساليان سال دربدر بدنبال عشق گشته‏ام ۰

من تمام سرزمينهاي دور را ، در جستجوي عشق زير پا گذاشته‏ام ۰

من در پس‏كوچه‏هاي عاشقي

دلم را ، در تك تك خانه‏هايش جا گذاشته‏ام ۰

من در تاريكي شبهاي تنهايي

از همه اين كوچه‏ها گذشته‏ام ۰

من چه غزلهاي عاشقانه براي عشق سروده‏ام ۰

من آتش عشق را در دل همه عشاق افروخته‏ام ۰

من خوشه‏هاي عشق را

به گيسوان دختران زيبا آويخته‏ام ۰

من جرعه جرعه شراب عشق را ، با تو نوشيده‏ام ۰

من چه شبها به ياد عشق تو تا به سحر گريسته‏ام ۰

من در زندان تنهايي بدون عشق افسرده‏ام ۰

۹ سپتامبر ۲۰۰۱ عباس رضا نيا ( كامي ) مينياپو‏ليس

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 10:0 |
پرنده‏اي تنها از ايران پر زد و رفت ۰

پرنده در سرزمينهاي دور بدنبال آشيانه گشت ۰

همه جا از روی جنگلها و جويبارها گذشت ۰

سالها و سالها همه جا گشت و گشت ۰

پرنده دور از وطن دلش خيلي شكست ۰

پرنده بال پروازش خُرد و شكست ۰

پرنده روي شاخه‏اي يخ زده نشست۰

قطره‏هاي اشك در چشم او نشست ۰

آواي پرنده از دشتهاي جدايي گذشت ۰

چه كسي راه بازگشتم بست ۰

تقديم به همه پناهندگان ايراني در سرتاسر دنيا ۰  ۲ اوت ۲۰۰۰  عباس رضانيا ۰ بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 1:14 |
اي آفريدگار ، با تو به كهكشانهاي دور رسيدم ۰

اي چشمه حيات ، همه جا با تو بودم ۰

اي زيبايي ، همه جا ترا مي‏ديدم ۰

اي دوست ، صفا و صميميت از تو آموختم ۰

اي جدايي ، چه سالها بخاطرت درد كشيدم ۰

اي غربت ، در تنهايي‏ات مُردم ۰

اي زندگي ، با تو من به خدا رسيدم ۰

۳ سپتامبر ۲۰۰۱  عباس رضانيا ( كامي ) مينيا‏پوليس

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 8:31 |
من درخت عشق را

در باغچه خانه‏مان كاشته‏ام

من دلدادگي را

از تك تك شاخه‏هاي عشق آويخته‏ام

من با درختم

چه فصلها ، چه سالها زيسته‏ام

من از او درس محبّت آمو‏خته‏ام

من ميوه درختم را

به همه عشاق بخشيده‏ام

من با درختم

هزاران هزار بار شكفته‏ام

من دوستي را با عشق درآميخته‏ام

من بي تو * دور از درختم

چقدر افسرده‏ام

من با تو اي عشق زنده‏ام

بي تو پژمرده‏ام ۰

۲۹ اوت ۲۰۰۱  عباس رضا نيا ( كامي )  بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 10:11 |
تو قصه قشنگ دوست داشتني ۰

تو احساس لطيف و پاك شعر‏هاي مني ۰

تو ستاره شبهاي مني ۰

تو آشناي غصّه‏هاي مني ۰

تو همان خواب خوش عاشق بودني ۰

تو تسكين درد‏هاي مني ۰

تو شور و التهاب شعر‏هاي مني ۰

تو نشاط جواني مني ۰

تو نيمه گمشده مني ۰

تو شوق بودني ۰

تو ماه شبهاي مني ۰

تو بهشت آرزو‏هاي مني ۰

تو در تمام شعر‏هاي مني ۰

تو شعله بلند آتش عشق مني ۰

تو سپيده دم تاريك شبهاي مني ۰

تو تب هيجان بي‏تاب بودني ۰

تو ذره ذره جاري در وجود مني ۰

تو تنها معناي زنده بودني ۰

تو همدم لحظه‏ها شيرين مني ۰

تو آرزوي خوشبخت بودني ۰

تو ساقه نازك گل ابريشمي ۰

اين تويي كه در نگاهم شكوفه مي‏زني ۰ عبا‏س رضانيا ( كامي )

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:6 |
پسرم اُميد فردايم ۰

پسرم ستاره شبهايم ۰

پسرم غنچه گلهايم ۰

پسرم دنياي زيبايم ۰

پسرم دانيل تنهايم ۰

پسرم هميشه ترا مي‏ستايم ۰

۱۵ ژوين ۲۰۰۱  عباس رضانيا (كامي )  بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:23 |
رفيقي كه در عنفوان جواني به زير خاك رفت      ديده‏هايي كه بخاطرش به اشك نشست

او چقدر زود بار سفر را بست و رفت     چهره‏اي كه براي هميشه در گور سرد پنهان گشت

طنين صدايي كه تا ابد خرد و شكست     او به رفتگان قرنهاي متمادي پيوست

سالهاي بيهوده‏اي كه از مرگش گذشت      خاطرش هيچگاه از دلها بيرون نرفت ۰

۲۹ دسامبر ۲۰۰۱  عباس رضا‏نيا ( كامي )

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:35 |
به تو كه فرياد دردت در زندان تنهايي پيچيد ۰

و كسي شكستنت را نديد ۰

هيچكس فرياد بي‏گناهيت را نشنيد ۰

هيچكس جز تو ، اينهمه درد و رنج را بدل نخريد ۰

چه كسي تلخي زندان ترا چشيد ۰

بعد از آن كسي چهره دوست داشتني‏ات را نديد ۰

عروسي كه تا ابد برايت جامه عزا پوشيد ۰

مادر داغداري كه روز و شب برايت گريست ۰

۹ ژانويه ۲۰۰۴  عباس رضانيا   بروكسل۰۰۰ بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:49 |
اي هميشگي ، تو بمان

اي پرستيدني ، تو بمان

اي واژه خوشبختي ، تو بمان

اي بهانه بودن ، تو بمان

اي غزل عاشقانه ، تو بمان

اي جاودانه ، تو بمان

اي عطر خوش بهار ، تو بمان

اي سرود زندگي ، تو بمان

اي دوست داشتني ، تو بمان

اي دنياي مهرباني ، تو بمان

اي عزيز ، من رفتني‏ام ، تو بمان ۰

اول ژوين ۲۰۰۲   عباس رضانيا  بروكسل۰۰۰بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:48 |
زيبايي دشتها را بخاطر بسپار

قشنگي گلها را بخاطر بسپار

سبزي سبزه‏ها را بخاطر بسپار

زلالي چشمه‏ها را بخاطر بسپار

قرمزي شقايقها را بخاطر بسپار

مهماني رنگها را بخاطر بسپار

پرواز پروانه‏ها را بخاطر بسپار

غنچه‏ها و شكوفه‏ها را بخاطر بسپار

عشقبازي پرنده‏ها را بخاطر بسپار

بنفشه‏ها و نسترنها را بخاطر بسپار

رقص لاله‏ها را بخاطر بسپار

زمزمه برگها را بخاطر بسپار

باغهاي با صفا را بخاطر بسپار

نسيم دلپذير بهار را بخاطر بسپار

شادي بچه‏ها را بخاطر بسپار

بهار را با همه دلربايي‏هايش بخاطر بسپار

۳ مي ۲۰۰۲   عباس رضانيا   بروكسل۰۰۰ بلژيك

+ نوشته شده توسط عباس رضانيا در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:50 |


Powered By
BLOGFA.COM